بی ربط نوشت: دوستان عزیز بلاگفایی : سرور بلاگفا کلن به اف رفته ( شما بخونید فنا ، جای دوری نمی ره) ، از اونجایی که این سرویس دهنده از نا امن ترین سرویس های امنیتی است لطفا وقتی درست شد حواستون رو بیشتر جمع کنید ، چون معلوم نیست چه غلطی رو دارن رو سرور پیاده سازی می کنن!
1. صور اسرافیل
دلم می خواد وقتی اسرافیل صورش رو گرفت دستش تا توش بدمه ، صورش رو بپیچونم و توش با صدای بلند داد بزنم : آهای مردم دنیا کلن به ط خمم ؛ بود و هست ! (زندگی رو عرض می کنم) *
2. آرامش
دلم میخواد یک روز از خواب که بلند می شم ، هیچ دردی رو تو سرم و فکم احساس نکنم و و قتی از در دارم می رم بیرون خودم رو ببینم که آروم و بی سر و صدا هنوز رو تخت خوابیدم.
3. شباهت
چرا ما آدم ها اینقدر شبیه هم شدیم ؟ چرا بخشی از زندگی من بخشی از زندگی یکی دیگست ؟ چرا کارایی که من میکنم یکی دیگه هم دقیقا می کنه؟ چرا درد و غم و ناله هامون شبیه همه؟ همینجوریش اینجوریه ! دیگه چه برسه به اینکه تکراری شیم!
4. مسئولیت
تابلوی vms ( تابلوهای نمایشگر ترافیک ) اتوبان رو می بینم ، مسیری که من می خوام توش برم بدون ترافیکه ! وقتی می رسم به ابتدای مسیر ترافیک قفل رو می بینم و جفت پا می رم رو ترمز! وقتی زنگ می زنم کنترل ترافیک به یارو ! می گم مگه نزدین اینجا بدون ترافیکه؟ خیلی ریلکس می گه اون برای صبحه ، تغییر ندادنش!
5. تعلیق
به یک نفر آدم پایه و بی کار جهت همراهی برای عکاسی در طول این یک سال تعلیق نیازمندیم.
* پیروان آیین اسلام بر این باورند که اسرافیل ( از فرشتگان وحی ) هنگام وقوع قیامت 3 بار در صور خود می دمد و مردم رو از این حادثه با خبر می کند.
نظرات ()دلم می خواهد فقط برای یک شب هم که شده با ذهنت همبستر شوم و با خنجر تیز حقیقت ، بکارت ذهنت را بدرم.
و هنگامی که خونابه ی جهلت بر روی دستانم شره کرد ، ، آن را با پارچه ای از روی دستانم پاک کنم و دستمال را به نشان پاک بودن ذهنت از هرگونه حقیقت و راستی در جلوی تو و خاندانت به آتش بکشم!
نظرات ()دانشجو ، ژنرال ، ستاره ، معلق ، با هم بودن ، هر روز ، بی هم بودن!
تموم شد!
فرصت کوتاه بود و سفر ...
پ ن : هیچ وقت نذاشته ام خانواده ام اشک هایم را ببینند ؛ نمی دونم الان که برای شام صدایم می زنند چگونه با این چشم های پف کرده از اتاقم بیرون بروم!
ت ن : حال خوشی ندارم رفقا ، ببخشید بهتون سر نمی زنم!
نظرات ()
نمی دانم / میان کدام دو لحظه طلایی ِ بِستر و رخوت خواب / نفس هایت را که شماره می کردم / به خواب ِ همیشه رفتم / یا تو را گم کردم /که جز من و تو / همه هر چه هست / همان هست که بود / گیرم با غبار بیشتر و رنگ هایی پریده تر. "رها رسپینا"
نظرات ()دوستان منت گذاشتند و برای عکس های پست قبل اسم های پیشنهادیشون رو اعلام کردند و از اونجایی که قرار بود یه اسم انتخاب کنم....
اسامی پیشنهادی برای فوتو رمان :
1.انتظار
2.دنیای دیوانه ی دیوانه
3. شکوهمندی حضورت
4.مالیخولیا
5. قرار ملاقات
6. تنهایی ؛ تاریک ، روشن ، سوخته
7. ثانیه ها می سوزند
8. روزمرگی
9. تنهایی
10. شاید بازگشتی
11.سحر نزدیک است؟
12. اتفاقی در حال افتادن است؟
13. دیالکتیک تنهایی
14. تنها یک بار زندگی می کنیم؟
از بین اسامی فوق ، خودم با اسامی پیشنهادی : دنیای دیوانه ی دیوانه ، مالیخولیا و دیالکتیک تنهایی ارتباط بر قرار کردم و با اجازه دوستان دیالکتیک تنهایی رو برای عکس انتخاب کردم.
اسامی پیشنهادی برای تک شات :
1. من هم اینجام
2. در میان ِ ...
3. کودکان حاشیه
4. مذهب کودکانه
5. کودک کار
در مورد اسم این عکس ترجیه می دم اسم پیشنهادی خودم رو اعلام کنم.
و خدایی که در این نزدیکیست؟؟؟! ( سوالی خوانده شود لطفا)
ممنون از همه دوستانی که داروگ رو فراموش نمی کنن و با نظراتشون خوشحالم می کنند!
همین!
نظرات ()از وقتی که دوباره برگشتم اینجا با خودم قرار گذاشتم جهت رفاه حال و آرامش اعصاب شما دوستان عزیز و جهت اینکه خودم کمتر به شادی و زندگی و اینجور ذهنیات دعوت شم یه مدت محدودی غر نزنم!
خب با انصاف ها ! اگه غر نزنم دیگه چیزی نمی مونه که بخوام بنویسم!
پس فعلن عکس ببینید! البته ناگفته نمونه که این تک شات و این فوتو رمان دست کمی از غر زدن نداره!
١. فوتو رمان :

٢. تک شات :

پ ن ١ : فوتو رمان :photo story یا همان فوتو رمان معمول روایت یک داستان که هر چه می خواهد باشد با عکس است.نه اشتراک زمان مهم است و نه اشتراک مکان.فقط انسجام موضوع و هدف دار بودن مهم است یعنی داشتن آغاز و پایان مانند یک داستان کوتاه یا بلند ادبی.
پ ن ٢ : روح و شخصیت اصلی عکس داشتن اسم مناسبه و اسم مناسب به عکس معنی می ده . معمولا برای عکس های مفهومی اسمی گذاشته نمی شه تا ذهن بیننده جهت دار نشه و برداشت خودش رو از عکس داشته باشه و نه صرفا برداشت مورد نظر عکاس را! برای عکس ها اسم پیشنهاد بدین لطفا!
ت ن : خودم برای عکس اول چون مفهومی بود اسم نذاشتم و برای عکس دوم یه اسم کلیشه ای انتخاب کردم که ذهنتون سمت و سویی پیدا نکنه!
نظرات ()در اتاق رو که باز کرد ، همسرش رو با زن دیگه ای دید.
نفس عمیقی کشید ، احساس آرامش پیدا کرد؛
تمام عذاب وجدان سال های زندگی مشترک رو به دست باد سپرد!
*****
سپس نوشت : مثل اینکه ما یک روز رو با خبر گند پشت سر نگذاریم نمی شه!
بهمن جلالی از عکاسان برجسته ، عصر امروز در سن 65 سالگی در گذشت.
درگذشت این هنرمند گرامی رو به تمام هنرمندان و دوست دارانش تسلیت می گم!
:(
****
آخر نوشت : چند وقتی بود داشتم به این فکر می کردم که از وقتی که فهمیدم دیگه داروگ نیستم دیگه بارونم نیومد ، امشب با یه دوست عزیزی مشغول یه بحث داغ بودم که احساس کردم بوی خاک بارون خورده میاد ، رفتم کنار پنجره و دیدم بالاخره داره بارون میاد.
زمان خوبی رو برای باریدن انتخاب کرد ، زمانی که از 2 تا حادثه ناراحت و عصبانی بودم ! یکی عدم رسیدگی درست حسابی جامعه جهانی به زلزله زده های هاییتی و دیگری سوگ از دست دادن زنده یاد بهمن جلالی عزیز.
بارش بارون باعث شد کمی سبک شم!
نظرات ()آروم و بی سر و صدا بر می گردم
تا
مبادا کسی رو از خواب بیدار کنم...!
چراغی روشن نکنید، چشمانم به تاریکی عادت کرده است.
نظرات ()